ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

110

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) هجرى بوده است ما را خبر داد كه مىگفته است * عامر هر گاه از كنار ميوه‌ها مىگذشت مىگفت بريده و باز داشته شده است . « 1 » گويد عفان بن مسلم و عمرو بن عاصم هر دو از حماد بن سلمة ، از ثابت بنانى ما را خبر دادند كه * عامر بن عبد الله به دو پسر عموى خود - به روايت عفان - يا به دو برادرزادهء خود - به روايت عمرو - مىگفته است كار خود را به خدا واگذاريد تا آرامش يابيد . گويد عفان بن مسلم ، از جعفر بن سليمان ، از مالك بن دينار از كسى كه خود ديده بود ما را خبر داد كه مىگفته است * عامر روغن زيتون خواست و اين گونه در دست خويش ريخت ، جعفر بن سليمان ضمن نقل اين سخن با دست خود همانگونه نشان مىداد ، سپس دو دست خود را به هم ماليد و اين آيه را خواند « درختى كه از طور سينا بيرون مىآيد و به روغن و نان خورش براى خورندگان مىرويد » « 2 » و سپس موهاى سر و ريش خود را روغن ماليد . گويد حماد بن مسعده ، از ابن عون ، از محمد ما را خبر داد كه مىگفته است * ميان عبد الله بن عامر عنبرى و مردى دربارهء چيزى بگو و مگو بود . گويد عامر او را در صفتى كه در مادرش بود سرزنش كرد ، پس از آن به عامر گفته شد تو را چنين نمىپنداشتيم كه اين كار را پسنديده بدارى - از عهدهء اين كارها برآيى - گفت : چه بسيار چيزها كه شما چنين گمان مىبريد و من خود بر آن داناترم . گويد حسن بن موسى ، از شعبة بن حجاج ، از حبيب بن شهيد ما را خبر داد كه مىگفته است از ابو بشر شنيدم كه از گفتهء سهم بن شقيق نقل مىكرد كه مىگفته است * براى ديدن عامر بن عبد الله رفتم و بر در خانه‌اش نشستم تا از خانه بيرون آمد و غسل كرده بود . گفتم : چنين مىبينم كه غسل كردن را خوش مىدارى ؟ گفت : گاهى غسل مىكنم حالا بگو كه چه كار دارى ؟ گفتم : حديث مىخواهم . گفت : و با من عهد كرده‌اى كه بهترين حديث را بگويم . گويد ، شعبة بن حجاج مىگفت : برخى از محدثان خوش نمىدارند كه عامر بن عبد قيس بگويند . گويد حسن بن موسى ، از ابو هلال ، از محمد بن سيرين ما را خبر داد كه مىگفته است

--> ( 1 ) اقتباس شده از آيهء 32 ، سورهء پنجاه و شش - واقعه . ( 2 ) آيهء 20 ، سورهء بيست و سوم - مؤمنون .